
نقض آتشبس
از نقطه نظر سیاسی خروج نیروهای ارتش امریکا از افغانستان جنگ زده بطور گستردهای در سطح جهان بعنوان یک شکست دیده میشود. اما تحلیلگران خاطرنشان کرده اند که این جنگ 20 ساله بیشتر به معنای "موفقیت خارق العاده " برای مجموعههای نظامی-صنعتی آمریکایی است ، مجموعه ای که متشکل است از دلالان خصوصی اسلحه، لابیگران و مقامات پنتاگون که مرتکب این جنگ شدند و سود هنگفتی از این حملات کسب کردند.
اخیرا انیستیتو اصلاحات سیاست امنیتی، از اندیشکده ایندپندنت آمریکا ، لیستی از بیشترین سودبرندگان/منتفعین جنگ افغانستان، که شامل پیمانکاران بسیار مشهوری چون لاکهید مارتین ، رایتون ، جنرال داینامیکس ، بوئینگ و نورثروپ گرومان میشود، منتشر کرد. متخصصان خاطر نشان کردند که مجموعههای نظامی-صنعتی آمریکا که با فریب اقتصادی پول و سرمایه به آن پمپاژ شد، از عراق تا سوریه و افغانستان، یک دشمن برای خود ساخت: تروریستها.
این موضوع یادآور اخطار رئیس جمهور دوایت ایزنهاور در اوایل 1961 است نسبت به ظهور "تاسیسات نظامی عظیم و صنعت بزرگ اسلحه"، بعنوان دستی مخفی در سیاست آمریکا.
تحلیلگران معتقدند که ذات و طبیعت سیستم مجموعههای نظامی-صنعتی آمریکا بر یک محور نفوذ متکی است که شامل دلالان خصوصی، لابیگرها و مقامات دفاعی میباشد؛ محوری که یک صنعت خود-نگهدار و حمله-محور بوجود آورده است.
لی هایدونگ ، پروفسور انیستیتوی روابط بینالمللِ دانشگاه وزارت خارجه چین ، در چهارشنبه به گلوبال تایمز گفت: "مجموعههای نظامی-صنعتی آمریکا عمیقاً سیاست آمریکا را شکل داده اند. گرایش اصلی سیاسی و نیروی محرکه مجموعه مذکور این است که آمریکا را بطور مکرر، جهت سودبری از آن و اغاز دوره دیگری از حملات، درگیر جنگهای خارجی کند.

جایزه بزرگ از جنگهای خاورمیانه
«براساس گزارش نوامبر 2019 انیستیوی روابط بینالملل و امورعمومی واتسون در دانشگاه براون، جنگهای آمریکا در افغانستان، عراق و سوریه، آز آغازشان در 2001، 6.4 تریلیون دلار روی دست مالیات دهندگان آمریکایی هزینه گذاشته است. مالیات دهندگان در آمریکا توسط هزینههای نظامی عظیم دولت آمریکا مورد استثمار مالی قرار گرفتند. از سال 2001 تا 2021، بودجه دفاعی سالانه آمریکا بطور وحشتناکی رو به افزایش است. براساس اخرین مطالعاتی که توسط پروژه “هزینه جنگ” دانشگاه براون انجام شده است، جنگ در افغانستان 2.3 تریلیون دلار هزینه داشته است. این یعنی در 20 سال اخیر آمریکا روزانه 300 میلیون دلار در جنگ افغانستان هزینه کرده است. دلارهای بیشماری به سلاح تبدیل شدند؛ هلیکوپترهای بلک هاوک ، پهبادهای اسکن ایگل ، خودروهای نظامی هاموی و اسلحههای کارابین ، همه جهت کشتن منطقه خاورمیانه. در کمتر از دو دهه، قیمت سهام 5 پیمانکار دفاعی، که بالاتر ذکرشد، بین 3 تا 12 برابر افزایش یافته است. همچنین براساس نشریه آنلاین اینترسپت ، سهام دفاعی حین جنگ افغانستان، بطور کلی 58% عملکرد بهتری در بازار سهام از خود نشان داد. کاشف به عمل آمد که این جنگ باعث شد آن “قاتلان مشروع” پایههای امپراطوری خونین خود بر روی جمجمههای مردم افغانستان بنا کنند. نیمی از 10 بزرگترین پیمانکار دفاعی بزرگ جهان آمریکایی است، و 43 کمپانی از 100 کمپانی دفاعی در جهان نیز از آن آمریکاییها است، بر اساس گزارشهای رسانهای.



لاکهید مارتین که تا به الان بزرگترین پیمانکار نظامی جهان است، 70% از 53 بیلیون دلار فروش خالص خود در سال 2018 را از دولت امریکا بدست آورده است؛ این یعنی بیش از کل بودجه دو سازمان خدمات درآمد داخلی و حفاظت از محیط زیست آمریکا. چهارمین پیمانکار نظامی امریکایی، رایتون، تولید کننده موشک و سلاحهای نقطهزن دوربُرد، بعنوان یکی از تولیدکنندگان سلاح مستقر در آمریکا که معاملات تسلیحاتی اصلی جهان را از آن خود کرده است، در نظر گرفته شده است. رایتون در بیش از 80 کشور جهان مشتری دارد. بر اساس گزارش یو.اس.اِی تودی ، آمریکا و بسیاری از متحدین آن بر رادارها و رهگیرهای موشکهای بالستیک این کمپانی، بعنوان بخشی از استراتژی دفاعی ایشان، متکی هستند. “قسمت قابل توجهی از این سود عظیم معاملات تسلیحاتی بعنوان هزینههای لابیگری یا کمکهای سیاسی استفاده شد و به کیف پول نمایندگان کنگره تبدیل شد. این موضوع توضیح دهنده این است که چرا بازنگری و تائیدیه بودجه دفاعی اینقدر راحت و بی دردرسر تصویب شد، بگونهای که حامیان بیمه درمانی و کنترل اسلحه تصورش را هم نمیکردند.” شین پینگ ، تحلیلگر امور بینالملل، درگفت و گوی خود با گلوبال تایمز .
رابطه همزیستی
برگردیم به سال 2011، جولیان آسانژ موسس ویکیلیکس باری بیان داشت که هدف و انگیزه حمله ضد تروریسی آمریکا علیه افغانستان “داشتن جنگ ناتمام بود، نه جنگ موفق” … جهت پولشویی کردن پولها به خارج امریکا… برای تحویل دادن به دستان نخبگان امنیتی فراملی. روزنامه سوئیسی ,Neue Zürcher Zeitung نقطه نظر مشابهی را بیان میدارد مبنی بر اینکه بازسازی افغانستان هیچوقت هدف واقعی و اصلی امریکا نبوده است. تریلیونها دلار از جیب مالیات دهندگان امریکایی برای هزینه در جنگها خارج میشود، و تنها بخش کوچکی از آن هزینهها خرج بازسازی افغانستان شده است”. یک گزارش سیاست خارجی در 16 اگوست بیان داشت که تقریبا 80 تا 90 درصد هزینههای امریکا در افغانستان در نهایت به اقتصاد امریکا برمیگردد، بخاطر اتکای زیاد اقتصاد این کشور بر اکوسیستم پیچیدهی مجموعههای نظامی-صنعتی. بر اساس گزارشهای موجود در فضای رسانه، هزاران لابیگر در واشنگتن جهت ترویج بودجه دفاعی و نظامی همیشه-درحالخرج اما نالازم در کنگره وجود دارند، که قسمت اعظم این لابیگریها بر اساس منافع شخصی است.


دبیر سابق سازمان امنیت ملی آمریکا، مایکل شرتوف، برای مثال، تعداد بسیار بالایی از تجهیزات گران قیمت را، اسکنرهای کامل بدن جهت استفاده در فرودگاهها برای مقابله با تهدیدات تروریستی، جهت مقابله با تروریسم خرید. اما کمترکسی اطلاع دارد که تولیدکننده آن تجهیزات، مشتری ژانس مشاوره امنیتی شرتوف بوده است. این یک روند معمول در امریکا است که برخی از نماندگان کنگره نسبت به تضمین یک منصب و مقامی در اون پولسازهای بزرگ تمایل دارند، همچنین توسعه حیلههای قدیمی با همکارانشان در هیل، سین پینگ چنین باور دارد. شین بیان داشت “و در مورد پنتاگون هم، این سازمان سلاحهایی که لازم داشت را جهت ترویج شعار حمایت از حقوق بشر یا دفاع از دموکراسی” بدست آورد. ایشان ادعای حفاظت از آن ارزش جهانی را داشتند،اما درواقعیت آنها از جریان بی نهایت پول بدست آمده از جنگهای دائم حفاظت میکردند.” 2
روزنامه واشنگتن پست اخیراً گزارشی را منتشر کرد که در آن لیستی وجود دارد از ژنرالهایی که فرماندهی جنگ افغانستان را بعهده داشتند و در نهادهای مربوطه، پس از پایان خدمت، رشد پیدا کردند. براساس این گزارش این ژنرالها در اصناف ، دانشگاهها و پژوهشکدهها نفوذ گستردهای را بدست آوردند. همچنین در مواردی تجربه خود را بعنوان مشاوره و … به فروش میگذارند؛ تجربهی کشت و کشتار تقریباً 176 هزار انسان، با هزینه بیش از 2 تریلیون دلار، و با نتیجهی بازگشتن حکومت طالبان.
واشنگتن پست گزارش داد که براساس اطلاعات افشا شده از کمپانیهای نظامی و دیگر اطلاعات؛ هشت ژنرالی که نیروهای آمریکا را در افغانستان درسالهای 2008 تا 2018 فرماندهی کردند موفق شدند در بیش از 20 کمپانی نظامی بعنوان هیئت مدیره خدمت کنند.
براساس نظر یک متخصص در این حوزه؛ امریکایی عصبانی عامی هیچوقت نمیفهمد که مجموعههای نظامی-صنعتی چقدر راحت و ساده پشت سرهم بودجههای هنگفت خود را از طریق کنگره به تصویب میرسانند، درحالی که نظرسنجیها از افکارعمومی جریان اصلی نشان میدهد که مردم شدیداً مخالف جنگهای آمریکا در عراق، سوریه و افغانستان هستند
جاناتان ترلی ، پروفسور حقوق منافع عمومی در دانشگاه جورج واشنگتن در گفت و گویی با الجزیره بیان داشت: این معضل توسط ایزنهاور ، رییس جمهور آمریکا، بعنوان “قدرت نابجایِ” مجموعههای نظامی-صنعتی توصیف شد، قدرتی که مخالفت عمومی و جان هزاران سرباز کشته شده امریکایی برایش هیچ اهمیتی ندارد. ممکن است که جنگ برای یک عده جهنم باشد، اما درعین حال برای عده ای دیگر در یک اقتصاد وابسته به جنگ بهشت است
3

لی هایدونگ در مصاحبه خود با گلوبال تایمز بیان داشت؛ مجموعههای نظامی-صنعتی با ثروت انباشته و نفوذ گسترده خود، تدریجاً به بخش مهمی از سیاست آمریکا تبدیل شده است. حتی سیاستمداران منتخب نیز به ندرت جرات این را پیدا میکنند که قدرت این مجموعههارا به چالش کشند یا تضعیف کنند. لی خاطرنشان کرد که مجموعههای مذکور عمیقاً در زنجیره صنعتیای که بسیاری از مردم به آن وابسته هستند سهیم و درگیر شدند، صنایعی که پایه مهمی از اقتصاد در بسیاری از مناطق است. در بلندمدت، این مجموعهها تهدیدی بزرگی برای دیپلماسی آمریکا و استراتژی خارجی دفاعی هستند، اما نقصهای ریشهدار موجود درنظام سیاسی آمریکا بگونهای است که توانایی از بین بردن این تناقض اساسی را ندارد، لی بیان داشت. بطورکلی، سیاست خارجی و دفاعی آمریکا براساس بارشفکری عُقَلایی و چشم انداز بلندمدت استراتژیک شکل نگرفته است. سیاست خارجی و دفاعی این کشور بیشتر براساس برخورد شدید گروههای ذینع مختلف بازتولید میشود. این رویکرد بسیار از معقول و متوازن بودن دور است، لی بیان داشت. 4
بدون دیدگاه