جفری ساکس (Jeffrey Sachs)، استاد رشته توسعه پایدار، رشته سیاست‌گذاری و مدیریت در حوزه سلامت دانشگاه کلمبیا، و همچنین مدیر مرکز توسعه پایدار این دانشگاه و شبکه سازوکارهای توسعه پایدار سازمان ملل است. او تاکنون به‌ عنوان مشاور ویژه سه دبیرکل سازمان ملل متحد فعالیت کرده است. ساکس همچنین نویسنده کتاب‌های متعددی از جمله پایان فقر (The End of Poverty)، رفاه عمومی (Common Wealth)، عصر توسعه پایدار (The Age of Sustainable Development)، پایه‌ریزی اقتصاد جدید آمریکا (Building the New American Economy) و اخیراً، سیاست خارجی جدید: فراتر از استثناگرایی آمریکایی (A New Foreign Policy: Beyond American Exceptionalism) است.
19 فوریه 2025 جفری ساکس، طی سخنرانی در پارلمان اتحادیه اروپا، به انتقاد از رویکرد اوکراین و دیگر کشورهای اروپایی در دنباله‌روی از مسیر سیاست خارجی آمریکا پرداخت. سیاست خارجی که از نظر او مطابق اولویت‌های مقامات رژیم صهیونیستی و همچنین لابی صهیونیسم تنظیم می‌شود و در پایان منفعتی برای آنان در بر ندارد. ساکس با ذکر جمله معروف کیسینجر که می‌گوید: دشمن آمریکا بودن خطرناک است ولی دوست آمریکا بودن کشنده است، آب پاکی را روی دست اروپایی‌ها ریخت و به آن‌ها گفت که برای نجات خود، سیاست خارجی مستقلی اتخاذ کنند. در ادامه بخش‌هایی از این سخنرانی جفری ساکس را در نظمی نو می‌خوانید.

جفری ساکس
جفری ساکس

گسترش ناتو و برنامه هفت جنگ پس از 11 سپتامبر

همان‌طور که می‌دانید، گسترش ناتو در سال 1999 با عضویت مجارستان، لهستان و جمهوری چک آغاز شد که در آن دوره، روسیه به شدت از این موضوع ناراضی بود. با این حال این‌ کشورها از مرز روسیه دور بودند. روسیه نسبت به عضویت آن‌ها اعتراض کرد، اما مسلم است که اعتراض آن تاثیری نداشت. در ادامه و پس از روی کار آمدن جرج بوش پسر و رخ دادن حادثه 11 سپتامبر، پوتین رئیس‌جمهور روسیه قول داد که در این خصوص به آن‌ها کمک و همکاری کند.

همچنین در ادامه، ایالات متحده آمریکا در 20 سپتامبر 2001 تصمیم گرفت که ظرف مدت پنج سال، هفت جنگ را راه‌اندازی نماید. در این خصوص، می‌توانید به سخنرانی ژنرال وسلی کلارک (Wesley Clark) در اینترنت و به‌ صورت آنلاین گوش دهید. وسلی کلارک که تا 1999 فرمانده عالی ناتو بود، می‌گوید که در 20 سپتامبر 2001 به پنتاگون رفته و در آن‌جا یکی از مقامات با نشان دادن سندی به او خبر داده که قرار است به هفت کشور (عراق، سوریه، لبنان، لیبی، سومالی، سودان و ایران) حمله کنند. البته ناگفته نماند که این جنگ‌ها همگی جنگ‌های نتانیاهو بودند.

برنامه استراتژیک نتانیاهو و آمریکا برای تسلط بر خاورمیانه

بخشی از هدف آن‌ها از بین بردن متحدان قدیمی شوروی و بخش دیگر هم نابودی حامیان حماس و حزب الله بود؛ چراکه نظر نتانیاهو این بود که تنها باید یک کشور وجود داشته باشد، فقط یک کشور، و آن هم اسرائیل خواهد بود. از نظر او اسرائيل باید تمام این منطقه را تحت كنترل خودش دربیاورد و هر شخصی که مخالفت كند، سرنگون خواهد شد. این سیاست ایالات متحده آمریکا تا همین امروز صبح بوده؛ و نمی‌دانیم که آیا تغییر می‌کند یا نه. تنها حدسی که می‌توان زد این است که احتمالاً آمریکا قصد دارد به جای اینکه اسرائیل غزه را تصاحب کند، خود این کار را انجام دهد. این ایده‌ حداقل از 25 سال قبل‌، مطرح بوده است.
مبنای این تفکر در واقع سندی به نام Clean Break است که نتانیاهو و تیم مشاوران سیاسی آمریکایی وی، در سال 1996 برای پایان دادن به ایده راه‌حل «دو دولتی» تدوین کردند. این سند هم به صوت آنلاین و در اینترنت قابل دسترس است. بنابراین باید گفت که این موارد، جریانات بلندمدتی هستند که نمی‌توان آن‌ها را تنها به دولت کلینتون، بوش یا اوباما ربط داد.

جنگ در خاورمیانه توسط نتانیاهو و آمریکا
ترامپ با دشمن فلسطین

"عملیات تغییر رژیم" و ماجرای روسیه و اوكراین

همان‌طور که می‌دانید ویکتور یانوکوویچ (Viktor Yanukovych) در سال 2010 با اتخاذ رویکرد بی‌طرفانه، به ‌عنوان برنامه سیاست خارجی دولت اوکراین انتخاب شد. روسیه به‌ هیچ ‌وجه اهداف یا طرح‌های گسترش سرزمینی را در رابطه ‌با اوکراین در نظر نداشت. من راجع به این موضوع مطمئن هستم، چراکه خودم در آن سال‌ها آنجا بودم. در حقیقت خواسته روسیه در مذاکرات، اجاره ۲۵ساله یک پایگاه دریایی تا سال 2042 بود. روسیه هرگز به دنبال الحاق کریمه (Crimea)، دونباس (Donbas)، و نه هیچ‌چیزی شبیه آن‌ها نبود. این تصور که پوتین در حال بازسازی امپراتوری روسیه می‌باشد، یک تبلیغات کودکانه است. ببخشید که این‌طور می‌گویم، اما اگر کسی تاریخ را به طور دقیق مطالعه کرده باشد، به این درک رسیده که این موارد، تصورات کودکانه‌ای هستند که به نظر می‌رسد حتی بهتر از دریافت‌های عاقلانه و منطقی مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

تصمیم ایالات متحده آمریکا این شد که یانوکوویچ باید سرنگون شود؛ به این‌گونه اقدامات، عملیات تغییر رژیم و براندازی می‌گویند. آمریکا تاکنون حدود 100 مورد از این عملیات‌ها را اجرا کرده که بخش زیادی از آن‌ها در اروپا و بسیاری دیگر نیز در قسمت‌های دیگر جهان بوده‌اند. این کار همیشگی سازمان سیا است. بسیار خوب، لطفاً این را بدانید که این شیوه‌ای بسیار غیرمعمول در حوزه سیاست خارجی است؛ اما آمریکایی‌ها، اگر با طرف مقابل مشکل داشته باشند، با آن مذاکره نمی‌کنند، بلکه از طریق عملیات ترجیحاً پنهانی و مخفی اقدام به سرنگونی آن می‌کنند. سپس اگر شیوه پنهانی جواب ندهد، به ‌صورت علنی این کار را انجام می‌دهند.

خطر دوستی با آمریکا

حرف شما همیشه این بوده است که این وضعیت تقصیر ما نیست، آن‌ها متجاوز، طرف مقابل و هیتلر هستند. این موضوع هر دو سال یا هر سه سال یک‌بار مطرح می‌شود و طرف مقابل چه صدام حسین باشد، چه اسد، چه پوتین تفاوتی ایجاد نمی‌کند. این تنها توضیحی است که در زمینه سیاست خارجی به مردم آمریکا داده شده است. ما اکنون با وضعیتی شبیه مونیخ 1938 روبرو هستیم، و اصلاً امکان مذاکره و صحبت با طرف مقابل وجود ندارد. چراکه آن‌ها دشمنان آشتی‌ناپذیر و شیطانی ما هستند. این، تنها مدل سیاست خارجی است که ما تا به ‌حال از رسانه‌های جمعی خود شنیده‌ایم و رسانه‌های جمعی که کاملاً تحت کنترل دولت ایالات متحده آمریکا قرار دارند، همواره به تکرار این عبارات پرداخته‌اند.
لازم به ذکر است که قبلاً هم سابقه همکاری و ارتباط با اوکراینی‌ها را داشته‌ام و به آن‌ها توصیه‌هایی کردم. بنابراین این را بدانید که من ضد اوکراین نیستم، و کاملاً طرفدار اوکراین هستم. اما به آن‌ها گفتم جان خود را نجات دهید؛ حاکمیت ملی و تمامیت ارضی خود را حفظ کنید، بی‌طرف باشید، و به حرف آمریکایی‌ها گوش ندهید. همچنین جمله معروف هنری کیسینجر را برای آن‌ها تکرار کردم که می‌گوید: «دشمن آمریکا بودن خطرناک است، اما دوست آمریکا بودن کشنده است.»

ترامپ دشمن است

برنامه آمریکا در قبال جنگ اوکراین

اما اکنون اجازه دهید من هم این جمله را برای اروپا تکرار کنم: دشمن ایالات متحده بودن خطرناک است، اما دوست آن بودن کشنده می‌باشد. ترامپ نمی‌خواهد طرف بازنده باشد، به همین دلیل هم این جنگ به‌ احتمال زیاد پایان می‌یابد. زیرا ترامپ و پوتین با پایان‌دادن به جنگ موافقت خواهند کرد. هرچقدر هم که اروپا خواهان جنگ باشد، فایده‌ای ندارد. چراکه جنگ در حال پایان است، پس به‌ کلی فکر آن را از سرتان بیرون کنید. لطفاً به همکاران خود بگویید جنگ دیگر تمام شده و تمام‌شدن آن به ‌این ‌علت است که ترامپ نمی‌خواهد از یک بازنده حمایت کند. تمام داستان همین است و هیچ ارتباطی به اصول و ارزش‌های اخلاقی ندارد.
او نمی‌خواهد از یک بازنده حمایت کند و اوکراین یک بازنده است. طرفی که از طریق مذاکرات در حال پیشروی نجات خواهد یافت، اوکراین است؛ بعد از آن هم این اروپاست که نجات می‌یابد. بازارهای سهام شما در روزهای اخیر با وجود اخبار وحشتناک مربوط به این مذاکرات، در حال افزایش بوده‌اند. می‌دانم که این اخبار وحشت زیادی را در محافل و جلسات شما ایجاد کرده، اما این بهترین خبری است که اکنون می‌توانید دریافت کنید.
من آن‌ها را ترغیب کردم که صلح را بپذیرند، اما آن‌ها به من گوش نمی‌دهند و اصلاً نمی‌خواهند حرف‌های من را بشنوند. با این‌ حال سعی کردم با برخی از رهبران اروپایی هم ارتباط بگیرم. من به آنها گفتم به کیف نروید، و به ‌جای آن به مسکو بروید. با همتایان خودتان بحث و تبادل نظر کنید. شوخی‌تان گرفته؟! شما اروپایی هستید، 450 میلیون نفر جمعیت دارید و صاحب یک اقتصاد 20 تریلیون دلاری هستید. شما باید شریک تجاری اقتصادی اصلی روسیه باشید. پیوندها و ارتباطات بین شما ذاتی و دیرین است. اگر کسی می‌خواهد درباره چگونگی منفجرکردن خط لوله نورداستریم (Nordstream) توسط آمریکا بحث کند، من آماده صحبت هستم.

توصیه به اروپا درباره خاورمیانه

لازم به ذکر است، آمریکا 30 سال پیش، تعیین اصول سیاست خارجی خود را به طور کامل به نتانیاهو واگذار کرد. لابی اسرائیل بر سیاست آمریکا مسلط است؛ هیچ شکی در آن نیست. می‌توانم ساعت‌ها در رابطه‌ با این موضوع و نحوه فعالیت این لابی توضیح بدهم؛ این مسئله خیلی خطرناک است.
من امیدوارم که ترامپ دولت خود و به‌ویژه مردم فلسطین را به‌خاطر نتانیاهو که او را یک جنایت‌کار جنگی می‌دانم، نابود نکند؛ زیرا نتانیاهو به درستی توسط دیوان کیفری بین‌المللی متهم شده است. این موضوع باید به صراحت بیان شود، دیگر نمی‌توان ادعا کرد که ایجاد کشور فلسطین، مطابق مرزهای چهارم ژوئن 1967، بر اساس قوانین بین‌المللی، تنها راه صلح است. تنها راه اروپا برای برقراری صلح در مرزهایش با خاورمیانه، راه‌حل دو دولتی خواهد بود. مشخصاً تنها یک مانع جدی برای این امر وجود دارد و آن حق وتوی آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل است. بنابراین، اگر می‌خواهید در این فرآیند تأثیرگذار باشید، به آمریکا بگویید که حق وتو را کنار بگذارد. در این زمینه، شما در کنار 180 کشور دیگر در جهان قرار دارید. تنها کشورهایی که با تشکیل کشور فلسطین مخالفت می‌کنند، ایالات متحده آمریکا، اسرائیل، میکرونزی (Micronesia)، نائورو (Nauru)، پاپوآ گینه نو (Papua New Guinea) و پاراگوئه هستند.
در اینجا فرصت مهمی برای اروپا وجود دارد تا نقش چشمگیری ایفا کند. اروپا در مورد برجام و ایران سکوت کرده است. بزرگ‌ترین آرزوی نتانیاهو در زندگی، جنگ بین ایالات متحده و ایران است. او هنوز تسلیم نشده و البته این امر غیرممکن نیست، زیرا سیاست خارجی آمریکا در این زمینه مستقل نبوده و تحت تأثیر اسرائیل قرار دارد. این مسئله بسیار غم‌انگیز و البته عجیب به شمار می‌آید، اما امکان دارد به پایان برسد. ترامپ احتمالاً اعلام خواهد کرد که خواهان بازگشت استقلال سیاست خارجی آمریکاست و امیدوار است که این اتفاق بیفتد.

ترامپ با فلسطین
Sachs-eu-parliments

بهبود روابط بین‌المللی چاره کار است!

در خصوص چین نیز باید بگویم که چین دشمن نیست؛ بلکه تنها یک نمونه موفق است. به همین دلیل، ایالات متحده آن را به‌ عنوان یک دشمن نگاه می‌کند، زیرا اکنون چین دارای اقتصادی بزرگ‌تر از آمریکاست. روسیه قصد حمله به اروپا را ندارد. این نکته‌ای اساسی و مهم محسوب می‌شود که امکان دارد تا رودخانه دنیپر (Dnipro) هم برسد، اما قرار نیست به اروپا حمله کند. البته مسائل واقعی‌تری در میان است. مسئله اصلی روسیه، آمریکا بود؛ زیرا روسیه به ‌عنوان یک قدرت بزرگ و همچنین بزرگ‌ترین قدرت هسته‌ای جهان، از ابتدا عمیقاً نگران تک‌قطبی شدن جهان (به رهبری ایالات متحده آمریکا) بوده است.

اکنون که این وضعیت به ‌ظاهر، احتمالاً در حال پایان است، اروپا باید مستقیماً مذاکرات با روسیه را آغاز کند؛ زیرا ایالات متحده به‌ زودی علاقه و تمایل خود را در این ‌خصوص از دست خواهد داد و این اروپاست که تا هزاران سال آینده با روسیه زندگی خواهد کرد. پس خواست شما چیست؟ هدف شما این است که از امنیت کشورهای بالتیک مطمئن باشید. بهترین کار برای کشورهای بالتیک این خواهد بود که جلوی تمایلات روس‌هراسی خود را بگیرند، این مهم‌ترین چیز محسوب می‌شود. حدود 25 درصد از شهروندان استونی، روس‌تبار یا روسی‌زبان هستند و در مجموع نژاد روسی دارند.

این کار سختی نیست، واقعاً سخت نیست؛ حال دوباره می‌خواهم دیدگاه خود را توضیح دهم. من به این کشورهایی که در مورد آن‌ها صحبت می‌کنم، کمک کرده‌ام و سعی داشتم به آن‌ها مشاوره بدهم. من دشمن، دست‌نشانده و وکیل‌مدافع پوتین نیستم. من در استونی فعالیت می‌کردم. آن‌ها، دومین نشان افتخار غیرنظامی که رئیس‌جمهور استونی می‌تواند به یک خارجی اعطا کند را به من دادند، زیرا من سیستم ارزی آن‌ها را در سال 1992 طراحی کردم.

تنظیم سیاست خارجی بر اساس عقل و منطق، نه احساس!

بنابراین به آن‌ها توصیه می‌کنم، استونی، همین‌طور به سادگی نگویید که ما به دنبال قطع رابطه با روسیه هستیم، شوخی‌تان گرفته؟ این کار را نکنید، این راه زنده ماندن در این دنیا نیست. شما با احترام متقابل و مذاکره زنده می‌مانید؛ با بحث و تبادل نظر می‌توانید نجات پیدا کنید. در نتیجه زبان روسی را غیرقانونی اعلام نکنید. وقتی 25 درصد از جمعیت شما به زبان روسی صحبت می‌کنند، این کار ایده خوبی نیست.

چنین اقدامی، حتی اگر همسایه شما به عظمت روسیه نبود هم درست نیست. شما بایستی زبان روسی را به ‌عنوان یکی از زبان‌های رسمی خود داشته باشید، و آن را در دوره ابتدایی نیز تدریس کنید، و حتی نباید با کلیسای ارتدکس روسیه هم مخالف باشید. بنابراین اساساً ما باید مانند بزرگسالان عاقلانه و منطقی رفتار کنیم. وقتی من دائماً می‌گویم که آن‌ها مانند بچه‌ها رفتار می‌کنند، سونیا (دختر ساکس) همیشه به من می‌گوید که این نسبت به بچه‌ها بی‌انصافی است، چراکه نوع رفتار آن‌ها بدتر است. ما یک نوه شش ساله و یک نوه سه ساله داریم و حتی آن‌ها نیز با دوستان‌شان آشتی می‌کنند. ما به این بچه‌ها نمی‌گوییم که فردا بروید و دوستان‌تان را مسخره کنید؛ بلکه می‌گوییم بروید، آن‌ها را در آغوش بگیرید و بازی کنید. به کلی این اصلاً کار سختی نیست.

انفصال کامل، طرحی برای توسعه جنگ در خاورمیانه

منابع

1.
سخنرانی انفجاری جفری ساکس در پارلمان اروپا

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *