امارات: کشور عربی یا حیاط خلوت سرمایه و امنیت اسرائیل؟

تصویر کلاسیکی که رسانه‌ها از امارات متحده عربی می‌سازند، کشوری است با برج‌های سر به فلک کشیده، جزایر مصنوعی و اقتصادی متکی به تجارت آزاد. اما اگر لایه رویی این ویترین جذاب را کنار بزنیم، با واقعیت ژئوپلیتیک و اقتصاد سیاسی متفاوتی روبرو می‌شویم. از زمان امضای پیمان ابراهیم در سال ۲۰۲۰، امارات از یک شریک دیپلماتیک برای تل‌آویو، به چیزی بسیار عمیق‌تر تبدیل شده است: یک پایگاه امن برای پمپاژ سرمایه، استقرار شبکه‌های مالی یهودیان آمریکا و آزمایشگاه فناوری‌های امنیتی اسرائیل [۱][۸].

برای درک این پدیده، نباید سراغ تحلیل‌های سنتی و ایدئولوژیک رفت. تحلیل این اتحاد، تنها با بررسی جریان پول، داده (Data) و نفوذ ساختاری ممکن است. نظمی نو در این بررسی مستند، کالبدشکافی می‌کند که چگونه ائتلاف سرمایه‌داران یهودی-آمریکایی و تکنولوژیست‌های اسرائیلی در حال بازطراحی معماری اقتصادی و امنیتی امارات هستند و چرا ابوظبی با کمال میل، کلید شریان‌های حیاتی خود را به این شبکه سپرده است.

Uae israel3
Skyline

کالبدشکافی یک ناهنجاری: کشوری با جمعیت عاریتی

اولین قطعه از این پازل، فهمیدن ساختار بی‌نظیر جمعیتی و سیاسی امارات است. ما با یک «دولت-ملت» به معنای متعارف آن روبرو نیستیم. امارات بیشتر شبیه به یک «ابرشرکت» یا کمپانی سهامی عام اداره می‌شود.

طبق آمارهای جهانی، شهروندان بومی تنها حدود 11% از جمعیت نزدیک به ۱۰ میلیونی این کشور را تشکیل می‌دهند [۴]. این یعنی 89% ساکنان این جغرافیا، نیروی کار، مهاجران و سرمایه‌گذاران خارجی هستند. در کشوری با این فقر جمعیتی بومی، عملاً چیزی به نام «افکار عمومی منسجم داخلی» یا «حساسیت‌های ملی‌گرایانه» که سد راه تصمیمات حاکمیت شود، وجود ندارد. همین خلأ جمعیتی، دست حاکمان ابوظبی را باز گذاشته تا بدون نگرانی از واکنش‌های مردمی، دروازه‌های حیاتی‌ترین بخش‌های کشورشان را به روی شبکه‌های مالی غربی و اسرائیلی باز کنند.

چرا امارات؟ پناهگاه امن برای فرار از ریسک‌های خاورمیانه

سؤال مهم این است: چرا ثروتمندان آمریکایی-یهودی و شرکت‌های تکنولوژی اسرائیلی به جای توسعه در تل‌آویو یا اروپا، به سمت خلیج فارس سرازیر شده‌اند؟ پاسخ در ماهیت و ذات سرمایه‌داری نهفته است؛ سرمایه همیشه به دنبال بالاترین سود در امن‌ترین جغرافیاست.

اسرائیل، علی‌رغم پیشرفت‌های چشمگیر، یک جغرافیای به شدت ناامن و درگیر تنش‌های بقاست. فضای پادگانی و خطر درگیری‌های نظامی، محیط باثباتی برای انباشت سرمایه بلندمدت نیست [۹]. از سوی دیگر، سرمایه‌گذاران غربی برای دور زدن مالیات‌های سنگین آمریکا و اروپا، نیازمند یک محیط ایزوله و معاف از مالیات هستند. دبی و ابوظبی با ارائه ویزاهای طلایی، مناطق آزاد تجاری خودمختار و سیستم بانکی محرمانه، به گاوصندوق امن این سرمایه‌ها تبدیل شده‌اند [۸][۱۲].

جغرافیای نفوذ: تسخیر خاموش پنج شریان حیاتی دبی

این نفوذ ساختاری روی هوا اتفاق نمی‌افتد. میلیاردها دلار سرمایه وال‌استریت و پیشرفته‌ترین ابزارهای سایبری تل‌آویو برای استقرار در خاورمیانه، به «مناطق امن»، «قوانین فرامرزی» و «تاریک‌خانه‌های تجاری» نیاز دارند. دبی با طراحی مناطق آزاد، دقیقاً همین معماری فیزیکی و حقوقی را در اختیار شبکه یهودی-آمریکایی و اسرائیلی قرار داده است. در حال حاضر، مأموریت این شبکه در پنج نقطه استراتژیک دبی تقسیم شده است:

  • هاب مالی دبی (DIFC جزیره حقوقی و پول‌شویی قانونی: این منطقه صرفاً یک مرکز بانکی نیست، بلکه یک «حوزه قضایی مستقل» است که قوانین مدنی امارات در آن کار نمی‌کند. DIFC تحت «حقوق عرفی انگلیس» اداره می‌شود. مدیران صندوق‌های پوشش ریسک در نیویورک و بانکداران یهودی، سرمایه‌های کلان خود را به این منطقه ایزوله و بدون مالیات منتقل می‌کنند تا در یک پنهان‌کاری مطلق، پول‌ها را برای تأمین مالی استارتاپ‌های اسرائیلی و پروژه‌های منطقه‌ای پمپاژ کنند [۱۰].
  • منطقه آزاد جبل علی (JAFZA ماشین لباس‌شویی تحریم‌ها: بزرگ‌ترین منطقه لجستیکی خاورمیانه، اکنون نقش «سیستم گوارش» را برای تجارت شبکه ایفا می‌کند. از آنجا که بسیاری از کشورها با کالای «ساخت اسرائیل» تجارت نمی‌کنند، تجهیزات پیشرفته و سخت‌افزارهای اسرائیلی وارد انبارهای تاریک جبل علی شده، تغییر بارنامه داده و با برچسب حیاتی «صادرات مجدد از امارات» (Re-export) به سراسر آسیا و آفریقا ارسال می‌شوند. جبل علی، هویت اسرائیلی کالاها را پاک می‌کند [۱۲].
  • منطقه آزاد فرودگاهی دبی (DAFZ کریدور VIP برای الماس و میکروچیپ: این منطقه که چسبیده به فرودگاه است، برای تجارت «وزن کم، ارزش نجومی» طراحی شده است. کارتل‌های بزرگ الماس (متعلق به شبکه‌های ثروت یهودی در آمریکا و تل‌آویو) و شرکت‌های تولیدکننده قطعات حساس الکترونیکی، محموله‌های صدها میلیون دلاری خود را مستقیماً از باند فرودگاه به گاوصندوق‌های DAFZ منتقل می‌کنند؛ سریع، بدون معطلی در گمرک عمومی و کاملاً غیرقابل‌رهگیری [۷].
  • شهر اینترنت دبی (DIC کانون شنود و کلان‌داده: خطرناک‌ترین قطعه پازل. تمام شاه‌رگ‌های فیبر نوری منطقه از اینجا می‌گذرد. افسران سابق واحد ۸۲۰۰ ارتش اسرائیل در پوشش شرکت‌های «خدمات ابری» و «امنیت شبکه» در DIC مستقر شده‌اند. آن‌ها با در دست گرفتن پیمانکاری سرورها و دیتاسنترها، عملاً به صورت قانونی و زیرپوستی به جریان عظیم داده‌ها و ترافیک اینترنت خاورمیانه دسترسی پیدا کرده‌اند [۹][۱۱].
  • سیلیکون اوسیس دبی (DSO انکوباتور مشترک: این شهرک تحقیقاتی، محل تولد استارتاپ‌های دورگه است. سرمایه‌گذاران خطرپذیر آمریکایی-یهودی، «پول بی‌نهایت امارات» را با «مغزافزار برنامه‌نویسان اسرائیلی» در این منطقه ترکیب می‌کنند تا پروژه‌های هوش مصنوعی، پهپادهای تجاری و شهرهای هوشمند را تولید کنند. DSO کارخانه تولید وابستگی تکنولوژیک نسل آینده اعراب است [۶].
Dubai financial Center
Internet city dubai

ردپای پول: تجارت ۳ میلیارد دلاری و هجوم استارتاپ‌ها

گزارش‌های رسمی نهادهای اقتصادی نشان می‌دهند که تجارت دوجانبه غیرنظامی تل‌آویو و ابوظبی در سال ۲۰۲۲ از مرز 2.5 میلیارد دلار گذشت و در سال ۲۰۲۳ رکورد 3 میلیارد دلار را شکست [۳].

جهش از نزدیک به صفر به 3 میلیارد دلار در کمتر از سه سال، یعنی ما شاهد یک «انفجار برنامه‌ریزی‌شده سرمایه» هستیم. تا سال 2024، بیش از ۱۰۰۰ شرکت با سرمایه یا مالکان اسرائیلی در همین مناطق آزاد فعال هستند که نشان‌دهنده تغییر فاز از تجارت سنتی، به ادغام ساختاری در اقتصاد دیجیتال و لجستیک است [۶].

پگاسوس و رفقا؛ سایه سنگین امنیت سایبری بر داده‌های امارات

کنترل کشوری با 89% جمعیت خارجی، با روش‌های سنتی پلیسی ممکن نیست. ابوظبی به یک سیستم نظارت دیجیتال بی‌نقص نیاز دارد و تأمین‌کننده این سیستم، شرکت‌های سایبری اسرائیلی هستند [۵][۱۱].

معماری سایبری امارات کاملاً به این تکنولوژی وابسته شده است. شرکت‌های اسرائیلی مانند NSO Group (خالق پگاسوس) و Cellebrite، ابزارهای هک، شنود و رصد را برای امارات تأمین می‌کنند. وقتی کل سیستم‌های دوربین‌های چهره‌زن هوشمند و سرورهای امنیتی یک کشور توسط شرکت‌های متصل به دستگاه اطلاعاتی اسرائیل راه‌اندازی و پشتیبانی می‌شود، این یعنی دسترسی مستقیم یک بازیگر خارجی به شریان‌های حیاتی. امارات هزینه را می‌پردازد، اما کلید دسترسی به اتاق سرورها در جای دیگری است [۵][۹].

شبکه طلایی: ائتلاف سرمایه‌های یهودی-آمریکایی و اسرائیلی در قلب خاورمیانه

محدود کردن تحلیل به مرزهای اسرائیل، یک خطای محاسباتی بزرگ است. موتور محرک این پیوند، شبکه قدرتمند سرمایه‌داران یهودی غیراسرائیلی (به‌ویژه مستقر در ایالات متحده) و چتر سیاسی واشنگتن است. پیمان ابراهیم پیش از آنکه یک صلح باشد، یک پروژه سرمایه‌گذاری ترانس‌آتلانتیک بود [۱][۸].

از وال‌استریت تا دبی: جریان سرمایه‌های آمریکایی-یهودی

مدیران صندوق‌های سرمایه‌گذاری خصوصی در وال‌استریت که دهه‌ها حامی مالی اسرائیل بودند، اکنون امارات را پلتفرم جدید خود می‌دانند. صندوق‌هایی مانند Affinity Partners (به مدیریت جرد کوشنر)، میلیاردها دلار از ثروت حاکمیتی امارات را جذب کرده و آن را مستقیماً به سمت استارتاپ‌های اسرائیلی هدایت می‌کنند. دبی عملاً به شعبه خاورمیانه‌ای وال‌استریت تبدیل شده است [۲].

لابی‌گری، پول و تضمین واشنگتن: مثلث کاخ سفید، تل‌آویو، ابوظبی

سرمایه بدون تضمین امنیتی حرکت نمی‌کند. لابی‌های قدرتمند واشنگتن مانند آیپک (AIPAC)، اکنون در حال لابی‌گری برای تقویت تسلیحاتی امارات هستند. چرا؟ چون امارات میزبان میلیاردها دلار سرمایه شبکه آن‌هاست. واشنگتن با چتر امنیتی خود، در واقع در حال محافظت از هاب مالی جدیدی است که شرکای استراتژیکش در آن ذی‌نفع هستند [۸].

صنایع هدف: از انحصار الماس و رمزارز تا کنترل رسانه

این سرمایه‌ها به صورت هدفمند در حوزه‌های کلیدی رسوب می‌کنند:

  • انحصار الماس: دبی با کمک کارتل‌های یهودی در حال ربودن جایگاه آنتورپ به عنوان پایتخت الماس جهان است [۷].
  • فین‌تک و رمزارزها: تبدیل کردن مراکز مالی دبی به هاب تراکنش‌های غیرمتمرکز، تا جریانات مالی عظیمی خارج از رادارهای نظارتی مدیریت شود [۱۰][۱۲].
  • رسانه و املاک لوکس: خرید گسترده املاک در پالم جمیرا توسط ثروتمندان نیویورک و شکل‌دهی به روایت‌های رسانه‌ای خاورمیانه از مبدأ امارات [۱].

جمع‌بندی کاربردی: حیاط خلوت یک ائتلاف جهانی

داده‌ها نشان می‌دهند که امارات امروز، فراتر از یک کشور عربی، به یک «جوینت ونچر» بی‌سابقه تبدیل شده است. در یک سوی میز، شیوخ عرب با جغرافیا و پول‌های نفتی نشسته‌اند و در سوی دیگر، ائتلاف سرمایه یهودی-آمریکایی و تکنولوژی/امنیت اسرائیلی [۴][۸].

در دوران گذار نظم جهانی، این شبکه به جای جنگیدن برای جغرافیا، در حال اجرای استراتژی «قفل‌شدگی زیرساختی» است. آن‌ها با تسخیر مناطق آزاد و شریان‌های حیاتی امارات، نفوذی چنان درهم‌تنیده ایجاد کرده‌اند که اگر روزی این شبکه سرمایه و نرم‌افزارهای خود را بیرون بکشد، ماشین اقتصاد امارات فلج خواهد شد. این یک توسعه‌طلبی مدرن است که نه با تانک، بلکه با سلطه بر سرورها و مجتمع‌های مالی پیش می‌رود [۹][۱۱].

مقابله طوفان الاقصی با طرح IMEC اسرائیل

منابع