وقتی ابرقدرتها زمین بازی را عوض میکنند
تصور کنید یک بازی مونوپولی هستید که یک نفر بیش از نصف پول کل میز را در دست دارد. حالا ناگهان چند بازیکن جدید با استراتژیهای متفاوت وارد میشوند و قوانین بازی را زیر سؤال میبرند. این دقیقاً داستان نظام بینالملل از سال ۲۰۰۳ تا امروز است.
ایالات متحده، پس از پایان جنگ جهانی دوم، همیشه بزرگترین خرجکننده نظامی جهان بوده است. اما دو دهه گذشته، نهفقط رقم دلاری، بلکه معنای آن هزینه و جایگاه آمریکا در نظم جهانی را دگرگون کرده است. از حمله به عراق در ۲۰۰۳ تا رقابت استراتژیک با چین در ۲۰۲۴، بودجه نظامی آمریکا دیگر فقط یک عدد اقتصادی نیست؛ بلکه نقشهای است که روی آن میتوان خط سیر افول نسبی یک ابرقدرت و ظهور قدرتهای جدید را دنبال کرد.
این مقاله با روایتی دادهمحور و بیطرف، به این سؤال پاسخ میدهد: آمریکا در کجای منحنی مخارج نظامی جهان ایستاده است؟ و مهمتر از آن، چه درسهایی از تجربه دیگر کشورها میتوان برای فهم تغییر نظم جهانی گرفت؟
اوجگیری در دهه ۲۰۰۰: عراق و افغانستان؛ موتورهای پولسوز
پس از ۱۱ سپتامبر، آمریکا خود را درگیر دو جنگ طولانیمدت در عراق و افغانستان کرد. این جنگها نهفقط هزینههای انسانی، بلکه بار مالی بیسابقهای به بودجه دفاعی وارد آوردند.
دادههای کلیدی (بر پایه SIPRI و بانک جهانی):
- ۲۰۰۳: مخارج نظامی آمریکا حدود ۴۵۰ میلیارد دلار (به قیمتهای جاری).
- ۲۰۰۸–۲۰۱۱: با تشدید عملیات، رقم به حدود ۷۰۰ میلیارد دلار رسید (قله تاریخی).
- سهم آمریکا از مخارج جهانی: در اوج خود، نزدیک به ۴۵٪ از کل هزینههای نظامی جهان.
ویژگیهای این دوره:
- هزینههای عظیم برای عملیات خارجی، حقوق پرسنل، تجهیزات و قراردادهای پیمانکاری.
- رشد سریع صنایع دفاعی و شکلگیری یک مجتمع نظامی‑صنعتی گسترده.
- تأثیر بحران مالی ۲۰۰۸: اگرچه فشار مالی افزایش یافت، ولی بودجه دفاعی کاهش ساختاری نداشت.
نکته تحلیلی: جنگهای این دوره، آمریکا را در اوج قدرت نظامی‑مالی قرار داد، اما همزمان پایههای آسیبپذیری آن را نیز ساخت: وابستگی به هزینههای برونمرزی، فرسودگی تجهیزات، و تمرکز بر تهدیدات نامتقارن.
انقباض نسبی: وقتی حسابداران وارد میشوند
پس از بحران مالی ۲۰۰۸ و خروج تدریجی از عراق و افغانستان، فشار برای کاهش کسری بودجه فدرال بالا گرفت. سیاست «سکانسترینگ» (sequestration) – محدودیتهای خودکار بودجهای – مانند ترمزی اضطراری عمل کرد.
دادههای کلیدی (۲۰۱۲–۲۰۱۶):
- مخارج نظامی آمریکا در محدوده ۶۰۰ تا ۶۵۰ میلیارد دلار نوسان کرد.
- رشد بودجه متوقف شد و در برخی سالها کاهش نسبی داشت.
- سهم از GDP از حدود ۴٫۵٪ به حدود ۳٫۲٪ کاهش یافت.
ویژگیهای این دوره:
- تمرکز بر مدرنیزاسیون تجهیزات و کاهش هزینههای پرسنلی.
- آغاز تغییر استراتژیک از «جنگ علیه ترور» به رقابت با قدرتهای بزرگ.
- افزایش توجه به تهدیدات سایبری و جنگ فضایی.
نکته تحلیلی: این دوره نشان داد که آمریکا میتواند بودجه دفاعی خود را مدیریت کند، اما همزمان رقبای جهانی در حال سرمایهگذاری سنگین بودند.
چین و روسیه؛ محرکهای جدید بودجه
از حدود ۲۰۱۷، اسناد راهبردی آمریکا (مانند National Defense Strategy) رقابت با چین و روسیه را به عنوان اولویت اصلی تعیین کردند. این تغییر جهت، نیازمند سرمایهگذاری در فناوریهای نوین بود.
دادههای کلیدی (۲۰۱۷–۲۰۲۴):
- بودجه دفاعی دوباره روند صعودی گرفت.
- ۲۰۲۴: مخارج نظامی آمریکا ۹۹۷ میلیارد دلار (برآورد SIPRI).
- سهم از GDP: حدود ۳٫۱٪ (پایینتر از اوج دهه ۲۰۰۰، اما همچنان قابلتوجه).
ویژگیهای این دوره:
- سرمایهگذاری گسترده در هوش مصنوعی، تسلیحات مافوق صوت، فضا و سایبر.
- افزایش بودجه برای مقابله با چین در حوزه Indo‑Pacific.
- تأثیر همهگیری کرونا: اگرچه فشار مالی ایجاد کرد، اما بودجه دفاعی کاهش نیافت.
نکته تحلیلی: آمریکا دیگر تنها بازیگر میدان نیست. چین با رشد اقتصادی سریع و افزایش پیوسته بودجه نظامی، در حال نزدیکشدن به جایگاه دوم است.
مقایسه با چین: ظهور یک رقیب جدی
چین در دو دهه گذشته پیوسته بودجه نظامی خود را افزایش داده است. اگرچه رقم مطلق هنوز کمتر از آمریکاست، اما نرخ رشد آن چشمگیر است.
دادههای کلیدی (بر پایه SIPRI 2024):
- ۲۰۲۴: مخارج نظامی چین ۳۱۴ میلیارد دلار (حدود یکسوم آمریکا).
- رشد سالانه: بهطور متوسط دو رقمی در طول دهه گذشته.
- سهم از GDP: حدود ۱٫۷٪ (پایینتر از آمریکا، اما با رشد اقتصادی بالا).
ویژگیهای چین:
- تمرکز بر نیروی دریایی، موشکهای بالستیک، جنگ الکترونیک و فضا.
- استفاده از دیپلماسی اقتصادی برای گسترش نفوذ نظامی (مانند پروژه «کمربند و جاده»).
- شفافیت پایین در آمار نظامی (برآوردها اغلب مبتنی بر تحلیلهای خارجی است).
نکته تحلیلی: چین نشان میدهد که رشد اقتصادی پایدار میتواند بهمرور قدرت نظامی را نیز افزایش دهد، بدون آنکه نسبت سنگینی به GDP تحمیل شود.
آینههای جهانی؛ چه میتوان از دیگران آموخت؟
روسیه: پس از بحران اوکراین (۲۰۱۴) و حمله همهجانبه (۲۰۲۲)، بودجه نظامی روسیه به شدت افزایش یافته است. در ۲۰۲۴، مخارج نظامی روسیه ۱۴۹ میلیارد دلار (۷٫۱٪ از GDP) بود. این نشان میدهد که تهدیدات امنیتی مستقیم میتوانند بودجه دفاعی را بهصورت انفجاری بالا ببرند، حتی به قیمت تحمیل فشار سنگین بر اقتصاد.
هند: به عنوان سومین خرجکننده بزرگ نظامی در ۲۰۲۴ (بعد از آمریکا و چین)، هند ترکیبی از خرید خارجی و توسعه داخلی را در پیش گرفته است. بودجه دفاعی هند عمدتاً صرف مقابله با تهدیدات دو جبههای (پاکستان و چین) میشود. درس کلیدی: توجه همزمان به تهدیدات متعدد نیازمند تنوع در سرمایهگذاری است.
عربستان سعودی: با وجود درآمدهای نفتی، عربستان سعودی یکی از بزرگترین واردکنندگان سلاح جهان است. بودجه نظامی آن اغلب بهعنوان ابزاری برای نفوذ منطقهای و مقابله با ایران عمل میکند. این نشان میدهد که منابع طبیعی میتوانند پایه مالی برای هزینههای نظامی باشند، اما وابستگی به واردات آسیبپذیری ایجاد میکند.
اتحادیه اروپا: پس از جنگ اوکراین، بسیاری از کشورهای اروپایی بودجه دفاعی خود را بهطور چشمگیری افزایش دادهاند. این حرکت به سمت همگرایی بیشتر دفاعی و کاهش وابستگی به آمریکا است. درس: همکاری منطقهای میتواند کارایی هزینهها را افزایش دهد.
آمریکا در کجای منحنی ایستاده است؟
۱. هنوز بزرگترین، اما نه آنقدر مسلط.
آمریکا با حدود ۱ تریلیون دلار مخارج سالانه، هنوز بزرگترین خرجکننده نظامی جهان است. اما سهم آن از مخارج جهانی از ۴۵٪ در اوج دهه ۲۰۰۰ به حدود ۳۷٪ در ۲۰۲۴ کاهش یافته است.
۲. گذار از «جنگهای زمینی» به «رقابت فناورانه».
اولویت بودجه از عملیات گسترده برونمرزی به سمت سرمایهگذاری در فناوریهای پیشرفته تغییر کرده است. این نشاندهنده درک آمریکا از تغییر ماهیت تهدیدات است.
۳. فشارهای داخلی و بحثهای عمومی.
مخارج نظامی بخش قابلتوجهی از بودجه فدرال را مصرف میکند. در داخل آمریکا، بحث میان نیازهای دفاعی، هزینههای اجتماعی و پایداری مالی همچنان داغ است.
۴. ظهور قدرتهای جدید و چندقطبی شدن.
رشد سریع بودجه نظامی چین، روسیه، هند و دیگران به معنای کاهش انحصار عددی آمریکا است. جهان به سمت نظم چندقطبی حرکت میکند که در آن هیچ کشوری نمیتواند به تنهایی میدان را کنترل کند.
۵. آینده: رقابت در مرزهای جدید.
رقابت آینده در فضا، سایبر، هوش مصنوعی و تسلیحات هیپرسونیک متمرکز خواهد بود. آمریکا برای حفظ برتری، باید هم در نوآوری و هم در همکاری با متحدان سرمایهگذاری کند.
پنج نکته کلیدی برای درک تغییر نظم جهانی
۱. رقم مطلق مهم است، اما نسبتها مهمتر.
کاهش سهم آمریکا از مخارج جهانی نشاندهنده افول نسبی است، حتی اگر رقم دلاری همچنان رشد کند.
۲. جنگهای طولانیمدت بار مالی سنگینی دارند.
تجربه عراق و افغانستان نشان داد که هزینههای برونمرزی میتوانند بودجه دفاعی را برای سالها تحت تأثیر قرار دهند.
۳. رقابت قدرتهای بزرگ، محرک جدید بودجه است.
تمرکز بر چین و روسیه، بودجه دفاعی آمریکا را از مقابله با تروریسم به سرمایهگذاری در فناوریهای پیشرفته سوق داده است.
۴. شفافیت دادهها کلیدی است.
تفاوت در روشهای محاسبه و گزارشدهی (مثلاً بین آمریکا و چین) میتواند تحلیل مقایسهای را دشوار کند. همیشه به منابع معتبر و روششناسی شفاف توجه کنید.
۵. هزینههای نظامی تنها بخشی از معادله امنیتی هستند.
دیپلماسی، همکاری بینالمللی، توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی نیز در ایجاد امنیت پایدار نقش حیاتی دارند.
تحلیل مخارج نظامی آمریکا از ۲۰۰۳ تا امروز، تنها یک تمرین عددی نیست؛ بلکه کلیدی برای فهم تحولات ژئوپلیتیک قرن بیستویکم است. با نگاه به دادهها، میتوان ردپای جنگهای پرهزینه، تغییر اولویتهای استراتژیک و ظهور رقبای جدید را دید.
پیام نهایی: جهان در حال گذار از نظم تک‑قطبی به چند‑قطبی است. در این گذار، هزینههای نظامی تنها یکی از ابزارهای قدرت هستند. آینده به آن کسانی تعلق دارد که بتوانند تعادل مناسبی بین قدرت سخت و نرم برقرار کنند.
بررسی ابعاد افول نظم جهانی لیبرال
بدون دیدگاه