مقاله زیر نوشته فرح استاکمن (Farah Stockman) است که در 19 فوریه 2025 در نیویورک‌تایمز (The New York Times) منتشر شد. فرح استاکمن از سال 2020 به هیئت تحریریه نیویورک‌تایمز پیوسته و امروزه بیشتر در حوزه مسائل سیاسی، اجتماعی و نژادی فعالی می‌کند. استاکمن قبلاً در The Boston Globe کار می‌کرد، و در سال 2016 موفق به دریافت جایزه پولیتزر بخش گزارش‌های خبری شد. او همچنین نویسنده کتاب «ساخت آمریکا: وقتی مشاغل نابود شوند چه اتفاقی برای مردم می‌افتد» (What Happens to People When Work Disappears) است.
استاکمن ضمن بررسی کنفرانس امنیتی مونیخ که اخیراً برگزار شد، ابعاد غیرقابل‌باور اقدامات اخیر دولت ایالات متحده در قطع حمایت از اوکراین و تعجب اروپایی‌ها، به‌ عنوان متحدان نزدیک آمریکا را بیان می‌کند. اینکه اروپایی‌ها اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که تکیه بیش از حد به آمریکا، مخصوصاً در زمینه مسائل امنیتی و دفاعی، اشتباه بوده و دیگر نمی‌توان بر وعده‌ها و شعارهای رهبران آمریکایی اعتماد کرد. به گفته استاکمن، ترسی که اکنون اروپا را فراگرفته، مبنی بر اینکه نزدیک‌ترین متحد آن‌ها ممکن است به تهدیدی علیه خودشان تبدیل شود، حتی ممکن است منجر به بررسی گزینه تشکیل ارتشی اروپایی گردد.

هشدارهای تهاجمی ترامپ به آلمان و تنش در روابط اقتصادی

29 ژانویه امسال، برایان لانزا (Bryan Lanza)، مشاور ترامپ، هشداری را خطاب به جمعی از تولیدکنندگان آلمانی ارسال کرد. به گفته کارل هائوسگن (Karl Haeusgen)، رئیس انجمن صنعت مهندسی مکانیک آلمان (V.D.M.A)، که در آنجا حاضر بود، لانزا به آن‌ها گفته است که ترامپ مانند یک «پتک» می‌باشد، در نتیجه باید با او کار کنید وگرنه آسیب می‌بینید. لانزا به طور مشخص، به آلمانی‌ها هشدار داد که هیدرولیک‌هایی که برای استفاده در تخت‌های بیمارستانی و همچنین موشک‌اندازها به کار می‌روند را به چین نفروشند. این خواسته کمی نیست. اقتصاد آلمان که اکنون بدون واردات گاز روسیه متزلزل شده، اگر خرید کالاهای خود از چین را هم متوقف کند، ممکن است آسیب بیشتری ببیند.

لحن تهاجمی سخنان لانزا در آن روز بسیاری از افراد را در اتاق مات و مبهوت کرد. سؤال آن‌ها این بود که آیا این نوعی دوستی سخت‌گیرانه از طرف ایالات متحده است که از اروپایی‌ها می‌خواهد که اقدامات بیشتری در برابر یک تهدید مشترک انجام دهند؟ یا اینکه آمریکایی‌ها تبدیل به یک تهدید برای آن‌ها شده‌اند؟

trump-europe
germany election

تحول در رویکرد آمریکا نسبت به اروپا

این جلسه از جمله دیدارهای متعدد، طی هفته‌های اخیر بود که در آن‌ها مقامات آمریکایی، اروپایی‌ها را وادار به ارزیابی مجدد روابط خود با مهم‌ترین متحد خود کرده‌اند. در واقع، اروپایی‌ها اکنون با این واقعیت روبه‌رو شده‌اند که تا به ‌حال شدیداً به یک قدرت خارجی وابسته بوده‌اند؛ قدرتی که دیگر مانند گذشته رفتار نمی‌کند. آمریکا که زمانی از نظم جهانی لیبرال دمکراتیک دفاع می‌کرد، اکنون به شیوه‌هایی که برای متحدانش هم شوکه‌کننده و عجیب است، به اقدام علیه آن روی آورده است.

دولت ترامپ فقط از متحدانش نمی‌خواهد که برای مسائل دفاع نظامی خود هزینه بیشتری بپردازند. بلکه اقدامات آن خطر آغاز یک جنگ تجاری را به دنبال دارد که ممکن است بر توانایی آن‌ها جهت تأمین بودجه برای این هدف هم لطمه بزند. این دولت از احزاب سیاسی غیر‌لیبرال و طرف‌دار روسیه در سراسر اروپا دفاع می‌کند که می‌توانند «پروژه اروپایی» را از درون تضعیف کنند. دولت ترامپ همچنین لحن آشتی‌جویانه‌ای در قبال روسیه اتخاذ کرده و اقدام به برگزاری جلسات مذاکره با این کشور، درباره سرنوشت اوکراین و بدون درنظرگرفتن نزدیک‌ترین متحدان اروپایی خود نموده است.

این وضعیت من را به یاد فیلم ترسناک “Body Snatchers” در سال 1993 می‌اندازد، زمانی که قهرمانان داستان به تدریج متوجه می‌شوند افرادی که دوست‌شان دارند، جای خود را به همزادهای شیطانی داده‌اند. بخشی از این وحشت ناشی از این موضوع است که دیگر نمی‌دانید به چه کسی می‌توان اعتماد کرد، و تشخیص اینکه وقتی یک متحد تبدیل به یک متجاوز ‌شود، چقدر در معرض خطر قرار می‌گیرید. تصور کنید که اوکراین، بلندترین صدا در اروپا که در حال مبارزه برای انتخاب شیوه زندگی دموکراتیک مورد نظر خود می‌باشد، باید چه احساسی داشته باشد. گویا بقای آن‌ها به تسلیحات آمریکایی و شبکه ماهواره‌ای Starlink ایلان ماسک، بستگی دارد.

ترامپ دشمن است

ترس از تبدیل شدن آمریکا از دوست به دشمن

بر اساس نظرسنجی که هفته گذشته توسط بنیاد فردریش ابرت (Friedrich Ebert Foundation)، وابسته به حزب سوسیال‌دموکرات آلمان منتشر شد، حتی قبل از انتخاب مجدد ترامپ، حدود یک‌سوم مردم آلمان، ایتالیا و بریتانیا، ایالات متحده آمریکا را به‌ عنوان «تهدیدی برای صلح و امنیت در اروپا» در نظر می‌گرفته‌اند.
این آمار، باتوجه‌ به اهانت آشکار دولت ترامپ به متحدان دیرینه خود قطعاً افزایش خواهند یافت. بسیاری از آمریکایی‌ها خواهان عقب‌نشینی دولت‌شان از مسائل دنیا هستند، اما رهبران آن‌ها هنوز هم خود را مستحق این می‌دانند که ارباب آن باشند. بر اساس این نظرسنجی، بیش از نیمی از پاسخ‌دهندگان جمهوری‌خواه و تقریباً نیمی از دموکرات‌ها گفته‌اند که یا نمی‌دانند آمریکا باید روی کدام بخش از جهان تمرکز کند یا اصلاً نمی‌خواهند به چیزی خارج از مرزهای خود توجه کند. در حال حاضر شرایط به‌ گونه‌ای است که اروپا به بهانه هزینه‌های دفاعی یا ممکن است به‌ کلی رها شود یا هم مورد اخاذی و باج‌خواهی قرار بگیرد.

تغییرات بنیادین در امنیت اروپا و نقش نوین این قاره

تصور خیانت از سوی متحدی دیرینه که پایه و اساس کل زیرساخت امنیتی شما بوده است، باید خیلی عجیب و باورنکردنی باشد. پیتر بوهم (Peter Boehm)، یک سناتور کانادایی، به من گفت که از شوکی که به اروپایی‌ها بابت آنچه که کانادایی‌ها هم حدوداً دو ماه است که با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند وارد شده، آزرده‌خاطر و ناراحت شده است.

در کنفرانس امنیتی مونیخ، یکی از مهم‌ترین نشست‌های سالانه‌ای که مقامات و نیروهای نظامی منتخب از سراسر جهان در آن شرکت می‌کنند، برخی به دنبال نشانه‌هایی از یک «کلان استراتژی» مؤثر بودند. نظر آن‌ها بدین صورت بود که اکنون چون آمریکایی‌ها به روی چین متمرکز شده‌اند، بنابراین اروپا باید نقش بیشتری در دفاع از خود ایفا کند. برخی دیگر هم‌ نظرشان این بود که احتمالاً ترامپ در تلاش است تا ولادیمیر پوتین را از چین دور کند، همان‌طور که ریچارد نیکسون چین را در دهه 1970 از روسیه جدا کرد. اما با ادامه کنفرانس، بیشتر به نظر می‌رسید که روسیه در حال جدا کردن آمریکایی‌ها از متحدان خود می‌باشد.

trump-putin

سوالات به وجود آمده از تغییرات واشنگتن

با انتشار و گسترش کامل آن‌چه در واشنگتن در حال روی‌دادن است، سؤالات بیشتری به میان آمد. از جمله اینکه اگر ترامپ واقعاً دارد برای رقابت و مقابله با چین آماده می‌شود، پس چرا در حال ازبین‌بردن آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا، ابزار اساسی نفوذ قدرت نرم آن در سراسر جهان است؟ یا چرا می‌خواهد هزاران دانشمندی که برای حفظ توانایی رقابت آمریکا در این عرصه، ضروری هستند را اخراج کند؟ و یا اینکه چرا به مؤسسات آموزش عالی که آمریکا برای حفظ برتری خود به آن‌ها نیاز دارد، حمله می‌کند؟ چرا ترامپ به نیمی از جمعیت مردم آمریکا به ‌عنوان دشمنان داخلی اشاره می‌کند؟ یا اینکه به چه دلیل به تهدید همسایگان خوب خود می‌پردازد، و در عین ‌حال اقدام به برقراری ارتباط با نزدیک‌ترین دوستان چین می‌کند؟ و یا اینکه چرا تا این اندازه به ایلان ماسک که منافع تجاری زیادی در چین دارد، قدرت می‌دهد؟

آیا ممکن است که تصمیم رئیس‌جمهور کنونی آمریکا این باشد که به‌ جای مبارزه با حکومت‌های مستبد و خودکامگی‌ها به معامله با آن‌ها بپردازد؛ مانند همان جمله معروفی که می‌گوید: «اگر نمی‌توانی دشمنانت را شکست دهی، به آن‌ها بپیوند و با آن‌ها همراه شو».

استفاده روسیه و چین از شکاف بین آمریکا و اروپا

تلنگر اصلی زمانی بود که ونس، معاون ترامپ، در سخنرانی مورد انتظار خود در این کنفرانس نه بر این موضوع که چگونه اتحاد آن‌ها می‌تواند به مقابله با تجاوز چین و روسیه بپردازد، بلکه بر اینکه چگونه دولت‌های اروپایی مانند سوئد و بریتانیا شرایط را برای محافظه‌کاران مسیحی و راست‌گرایان افراطی سخت کرده‌اند، تمرکز داشت.

در حال حاضر رأی‌دهندگان اروپایی به طور فزاینده‌ای به احزاب راست افراطی طرفدار روسیه با گرایش اقتدارگرا رو آورده‌اند و سیاست‌مداران جریان اصلی هم هنوز واکنش مناسبی از خود نشان نداده‌اند. در عصر TikTok، روسیه مجبور نیست برای تسلط بر اروپا وارد جنگ شود. پوتین خیلی راحت می‌تواند به تأمین مالی سیاست‌مداران راست افراطی و ترویج و حمایت از حساب‌های شبکه‌های اجتماعی آن‌ها بپردازد و بدون شلیک حتی یک گلوله دشمنان خود را سرنگون کند. گویی «اسب تروا» از راه رسیده و آقای ونس به دموکراسی‌های لیبرال اروپا دستور می‌دهد که دروازه را باز کنند.

شکنندگی شیوه تصمیم‌گیری دموکراتیک هرگز به این واضحی نبوده است. مهم نیست که اولاف شولتز (Olaf Scholz) صدراعظم آلمان با چه شدت و قاطعیتی علیه سخنرانی ونس واکنش نشان داد و تأکید کرد که آلمان تا آخر از اوکراین حمایت خواهد کرد. رأی‌دهندگان آلمانی می‌توانند در انتخابات روز یکشنبه، 23 فوریه از او یک دروغگو بسازند؛ درست همان‌طور که رأی‌دهندگان آمریکایی با عدم انتخاب مجدد بایدن، باعث شدند که وعده او، مبنی بر اینکه آمریکایی‌ها «تا هر زمان که لازم باشد» از اوکراین حمایت خواهند کرد، به‌دروغ تبدیل شود.

صدراعظم آلمان شولز

نیاز به خوداتکایی نظام اروپا در برابر تهدیدات نوین

در مراسم شام مملو از وزرای خارجه و میزی پر از سربازان اوکراینی همراه با یونیفرم، کیلیان کانوی (Kellyanne Conway)، مشاور ارشد ترامپ در اولین دوره ریاست‌جمهوری وی، گفت که رئیس‌جمهور صادقانه می‌خواهد به جنگ پایان دهد و درک می‌کند که اوکراین به امنیت واقعی نیاز دارد. طبق گزارش‌ها، ونس و دیگر مقامات آمریکایی در جلسات مختلف، به دنبال انتقال این پیام بودند که آمریکایی‌ها همچنان قابل‌اعتماد و اتکا هستند.

اما حقیقت این است که هیچ‌کس واقعاً نمی‌داند مقامات آمریکا و روسیه، این هفته پشت درهای بسته درباره چه مواردی بحث کردند. نسل‌ها از زمانی که اروپا تا این اندازه احساس بی‌دفاعی و در معرض خطر قرارداشتن می‌کرد، می‌گذرد. ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین که می‌گوید به دلیل اینکه کشورش در میانه یک جنگ وجودی است، نمی‌تواند انتخاباتی برگزار کند، هفته گذشته در مونیخ به طور واضح، آنچه که دموکراسی‌های اروپایی به آن نیاز دارند را معرفی کرد: ارتشی مختص به خودشان. اروپایی‌ها باید قوی باشند، زیرا مردی که اکنون آن‌ها را تهدید می‌کند، تنها قدرت برایش مهم است. مردم، این‌گونه صحبت‌ها را قبلاً در مورد پوتین مطرح می‌کردند؛ اما حالا در مورد ترامپ می‌گویند.

انفصال کامل، طرحی برای توسعه جنگ در خاورمیانه

منابع

1.
خیانت آمریکا به اروپا

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *